تبليغاتX
آتش یخی

آتش یخی

آتش یخی رو به خاموشی خواهد بود...اگر شراره ی نگاهت مرا نسوزاند

خوراکی خوشمزه ای به نام گول!!!

سلام به همه ي دوستان

اول از همه سال جديد رو بهتون تبريك ميگم!

(ولي فك كنم ديگه قديمي شد! )

اميدوارم سالي سرشار از موفقيت و شادكامي داشته باشين!

هم خودتون هم خانوادتون هم دوستانتون و ... خلاصه همه !

اين بار اولمه و شايد دوم كه غيبتم اينقدر طولاني شد.

سرمم شلوغ نبود .... شعري نبود كه تقديمتون كنم!

اين بار هم شعري درباره امام خوبي ها امام رضا نوشتم كه

ميخوام آتش يخيم رو با نام مباركش نوراني تر و گرم ترش كنم!


افتادن از چشمان  تو يعني به پايان آمدن

 

يعني مثال آسمان٬در لحظه  باران آمدن

 

افتادن از چشمان تو حس غريبي ميدهد

 

ناممكن امكان ميشود٬از كوره لرزان آمدن!

 

اي سيب سرخ مشرقي٬من در تلاطم ها گمم

 

بي تو شبيه قايقي٬  دراوج طوفان آمدن!

 

اسفند حاكم ميشود٬در قلب تاريخ و زمان

 

حتي به جاي يك بهار٬صدها زمستان آمدن!

 

وقتي تو هستي آفتاب٬در پيش چشم گرم تو

 

تعظيم خواهد كردُ عشق٬بی سر و سامان آمدن

 

از هشت تو٬هشتاد و هشت٬مدیون میلاد تو بود

 

وقتی مثال یک شهاب ٬ در ماه آبان آمدن

 

اکنون غریب بی رقیب٬بشناس این دلخسته را

 

چون کودکی بی سرپرست٬اینجا پی نان آمدن

 

در وصف توای بی نظیر٬دنیای واژه عاجز است

 

گویا تمام فعل ها٬ در صرف نالان آمدن!


دخترها فقط گول میخورند و چاق میشوند!

بعد گرگ ها قورتشان میدهند!

چوپان یک دختر احساس اوست!

حتی از چوپان دروغ گو هم دروغ گو تر!

مزرعه ای که دخترها گول میچرند قلب گرگ است!

یک دختر از سر بی عقلی اش هیچ وقت شنگول

و منگول و حبه ی انگور را نشناخت!

حتی هیچ وقت چشمانش را باز نکرد که ببیند چه

میخورد!!!!!

گویا به فست فود می رود!

یک دختر انقدر گول میخورد که غول میشود!

بعد خل میشود بعد هم منگل!

وقتی چشمش را باز میکند می بیند نه از گرگ خبریست

نه چوپان نه انبار گول و نه حتی علفی به نام گول!

خودش میماند و یک عالمه گولی که در شکمش یبوست میشود!



عمويم هميشه به شوخي مي گفت

وقتي دروغ مي گوييم؛ «چشمانمان صورتي مي شود»

و من هيچ وقت اين جمله را باور نداشتم

خوشحالم که با تو هستم

و شادم که دلدار مني

و چقدر اين رنگ «صورتي» به چشمانت مي آيد

وقتي مي گويي، دوستم داري!

(هومن جعفري)


منتظر نقدهای ارزشمندتون هستم!

خدانگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 22:25  توسط آتنا علی محمدی  |